تاريخ : دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸ | ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : Harika

 

میدونی 721 یعنی چی ؟ یعنی بین 7 آسمون و 2 دنیا 1 رو دوست دارم که اونم تویی .

 
در کاخ مجلل خبر از عشق مجو ، که سعادت همه در کلبه ی درویشان است .
 
نمی دانی چه شوری در سرم بود ، نمی دانی چه شوقی در پرم بود ، نمی دانی چه بودم آن زمان ها ، کجا روز جدایی باورم بود !
 
بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم ، همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم .
 
انسانها به هر چی زیاد نگاه می کنند شبیه همان می شوند ، و حتما تو شبهای زیادی به ماه نگاه کردی !
 
سه دوست صمیمی دارم ، سفارش کردم تحویلت نگیرن ، غم ، حسرت و تنهایی !
 
اگر عشق نبود ، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم ؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم ؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم ؟ آری ، بی گمان پیش از اینها مرده بودیم ، اگر عشق نبود !
 
وقتی تو هستی تمامی جهان با تو است ، و وقتی تو نیستی فقط درماندگی و غم با من است . (ویلیام شکسپیر)
 
خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی .
 
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید ، اما محال است بتوانید عطر آن را در فضا محو سازید .
 
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت ، جانم بسوختی و به دل دوست دارمت ، تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک ، باور مکن که دست ز دامن بدارمت . (حافظ)
 
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ، ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد . (حافظ)
 
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم ، صد بار توبه کردم دیگر نمی کنم ، باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور ، با خاک کوی دوست برابر نمی کنم . (حافظ)
 
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد ، عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد ، اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید ، همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید .
 
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم ، عمری فریبمان داده است ، یکی باش برای یک نفر ، نه تصویری مبهم در خاطره ها !
 
خداوندا ، دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ، یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان ، یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن .
 
عده ای مثل قرص جوشانند ، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند ، اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند .
 
هر کس که دلی داشت به دلدار سپرد ، این دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز .
 
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن ، تا که می بینن عاشقی میرن و تنهاست می ذارن ، نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن ، عاشق عاشق کشن رحم و مروت ندارن.
 
هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی !



  • وی جی وای ام
  • بک لینک انبوه
  • ضایعات