تو


کیستی تو

نزدیک میشوی به من

فرسنگها در من فرو میروی

در من خانه میکنی

در من حضورمیابی

لحظه به لحظه هرجا و هر کجا

توی انگشتهایم جاری میشوی

سطر به سطر خاطراتم را می نگاری

روی لبم مینشینی

خنده میشوی، حرف می شوی

دلم که می گیرد از چشمهایم میباری

کیستی ؟ کیستی تو؟

کیستی تو که این همه

در من بی تابی

سزاوار حرفهای عاشقانه ای

کیستی تو که دیدنت زندگی

رفتنت مرگ است

در من بمان

از هنوز تا همیشه . . .

/ 0 نظر / 6 بازدید