دکتر شریعتی

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

 دکتر علی شریعتی...

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از اندام بدنم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم از خاک گلویم سوتکی سازد

سوتک به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خوشش را

سخت بر گلویش بفشارد و خواب خفتگان را آشکارتر سازد

 بدین سان بشکند در من

 سکوت مرگبارم را

/ 1 نظر / 21 بازدید

سلام وبلاگتان را دیدم جالب بود و از این که وبلاگ مرا لینک کردید متشکرم و شعر باز باران بی ترانه را با حفظ منبع در سایت قرار خواهم داد در ضمن از راهنمایی شما استفاده خواهم کرد