مطلب ارسالی از وحید جون

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

/ 4 نظر / 6 بازدید
مهسا

[ماچ][ماچ][ماچ]بوس یوس بوس بوس[قلب][قلب][قلب]

مهسا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ღ♥☆☆ღغـــــــــــــزلღ♥☆☆ღ

[گل].0**0.♥.0**0.♥.0**0.♥ [گل][گل].0**0.♥.0**0.♥.0**0.♥ [گل] سلاااااااااام خوبی دوست عزیز؟ وبــــــــلاگه دوست داشـــــتن عـــــاشــقانه به روز شد منتظر حضور قشـــنگت مــــیباشم [گل].0**0.♥.0**0.♥.0**0.♥ [گل][گل].0**0.♥.0**0.♥.0**0.♥ [گل]

حجت

امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت منم دادم. سال ديگه مي يان سراغت يکيشون خوشبختي بود اون يکي هم موفقيت