نوشتم یادگاری ...

بیا تا ما بگردیم یار وغمخوار
بیا تا دوریکدیگر بچرخیم
تو نقطهباش و من مانند پرگار!

نوشتم یادگاری روی جامیز
به روز هیجدهم از فصلپاییز
بیا تا دستیکدیگر بگیریم
کهصابون رفاقت ها شده لیز!

نوشتم یادگاری روی وایت برد
چرا شیشه ی چشمم را کنیخرد
بیا تا دوستیکدیگر بمانیم
برایمهربانی می شود مُرد!

نوشتم یادگاری در کتابت
بِکَن آن را بزن تویاتاقت
بیا تا دستمالتو بگردم
مرتب پاک کنبا من دماغت!

نوشتم یادگاری توی دفتر
تلسکوپت منم، تویی چواختر
بیا ای کشکساییده ی اعلا
اگر منبد کنم مکن تو بدتر!

 

/ 0 نظر / 12 بازدید